محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

461

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

كوچك گفته مىشود كه آنان نيز به هنگام سيل زير آب مىروند . ( و لم يردّ سننه رصّ طود ) سيل به جريان افتاده و هيچ‌يك از كوههاى بزرگ نمىتواند جلوى آن را بگيرد . ( و لا حداب أرض ) برجستگىهاى ديگر زمين نيز نمىتواند جلوى آن را بگيرد . ( يذعذعهم اللّه في بطون أوديته ثمّ يسلكهم ينابيع في الأرض يأخذ بهم من قوم حقوق قوم ) ضمير جمع در « يذعذعهم » به امويان بازمىگردد و منظور آن است كه خداوند ، آنان را از هرسو مىپراكند و آنان خود را از چشم مردم پنهان ساخته و فرار مىكنند ولى خداوند ، آنان را همانند چشمه‌هاى خودجوش آشكار مىسازد ؛ تا مردم آنان را دستگير كرده و انتقام جنايتهايشان را از آنان بگيرند . ( و يمكّن لقوم في ديار قوم ) خداوند امويان را نابود مىسازد و عباسيان را جانشينشان مىسازد . ( و أيم اللّه ليذوبنّ ما في أيديهم بعد العلوّ و التّمكين كما تذوب الألية على النّار ) حكومت بنى اميه ، همانند آب شدن دنبه بر آتش از بين مىرود . اين سرانجام هر طغيان‌گر و متجاوزى است : « بد زمانه بر آنان باد و خدا بر ايشان خشم نموده و لعنتشان كرده و جهنم را براى آنان آماده گردانيده و [ چه ] بد سرانجامى است . » « 1 » ديگران در شما طمع مىكنند ( 3 ) « أيّها النّاس لو لم تتخاذلوا عن نصر الحقّ و لم تهنوا عن توهين الباطل لم يطمع فيكم من ليس مثلكم و لم يقو من قوي عليكم لكنّكم تهتم متاه بني إسرائيل و لعمري ليضعّفنّ لكم التّيه من بعدي أضعافا

--> ( 1 ) . عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصِيراً فتح / 48 : 6 .